تبليغاتX
..زیست شناسی پیام نور قم..


..زیست شناسی پیام نور قم..





















رسیدن دیر هنگام آخرین درنای سیبری به جا مانده از جمعیت ایرانی بر دوستداران این پرنده خجسته باد
ادامه مطلب
نوشته شده در دوشنبه نوزدهم بهمن 1388ساعت 11:34 توسط T.J| |

نام انگلیسی : Cuckoo

نام فرانسوی : Coucou gris

نام لاتین : Cuculus Canorus


ادامه مطلب
نوشته شده در دوشنبه نوزدهم بهمن 1388ساعت 11:28 توسط T.J| |

ویروس آنفلوآنزا از غفلت نگهبان‌های ورودی سوء‌استفاده کرده و با کل ایل و تبارش به یك مجتمع مسكونی نفوذ کرده. مغز، طی نشستی اضطراری بقیه اعضای مجمع‌الجوارح را دور هم جمع کرده تا هم‌فکری کنند...


مغز: باید بفهمیم کی بی‌احتیاطی کرده و باعث ورود ویروس شده؟ چندبار بگویم هر غریبه‌ای را به داخل راه ندهید؟ از شدت عصبانیت چنان داغ کرده‌ام که شر شر دارم عرق می‌ریزم!


پوست:
من که موقع آمدن ویروس رفته بودم اپی‌لیدی و خبر ندارم کی او را راه داده. تازه موقعی که رفتم تمام در و پنجره‏هایم را بسته بودم. به نظر من تقصیر بینی است. از وقتی عمل کرده، «سر به هوا» شده.

بینی:
چرا تهمت می‌زنی؟ مرا بگو که توی این سرما رفته بودم بیرون تا آشغال‌ها را دم در بگذارم. حالا که این طور است تمام دریچه‌های ورودی و خروجی‌ام را كیپ می‌كنم.

غدد لنفاوی:
نه نبند. من از بس آشغال خورده‌ام حالم بد شده. لااقل در را کمی باز بگذار، دارم بالا می‌آورم.

ریه:
‌ ای لعنت بر پدر و مادر کسی که در این مکان آشغال بریزد! مُردم از بس با اکسپکتورانت اینجا را شستم.

بصل‌النخاع:
لطفا با این حرف‌ها روی اعصاب من راه نروید. الان به همه جا اس‌ام‌اس می‌زنم که شما خطر ویروس را جدی نگرفته‌اید و به جای هم‌فکری دارید با هم بحث می‌کنید.

عصب:
عموجان! برای اینكه تنبیه شوند سنسورهای درد را فعال كنم؟

هر دو كلیه (با هم):
نه، عصب! خیلی خطرناکه عصب!

جگر:
از دست من فعلا کمکی بر نمی‏آید. با اجازه می‌خواهم بروم.

پروستات:
كجا جیگر؟!

گلبول سفید:
برای مبارزه با بافت‌های آسیب دیده، به کمک‌های نقدی و جنسی احتیاج داریم.

صفرا:
باز باید سرِ کیسه را شل کنم؟

یکی از اعضا:
کمک‌های جنسی با من!

روده:
این بحث‌ها را کنار بگذارید. ویروس دنبال ایجاد تفرقه و همین اختلاف‌هاست. ببینم، اینجا کسی مسواک یا خلال دندان ندارد؟ فکر بد نکنید، می‌ترسم ویروس لای یکی از پرزهایم مخفی شده باشد.

معده:
مسواک نه، ولی دهان‌شویه مخصوص دارم. آدرسش را بده تا بریزم آنجا.

روده:
روده بزرگ، بعد از کوچه اول، سمت چپ، بالاتر از کبابی، نبش ساندویچی، سر پیچ!... آخ سوختم. این مثلا دهان‌شویه بود؟

ریه:
یکی به بینی بگوید دریچه‌ها را باز کند. مُردیم از کمبود اکسیژن.

مغز:
اینجا رادیو پیام! در كلیه رگ‌ها و شاهرگ‌ها به علت سهمیه‌بندی اكسی‍‍‍ژن و كمبود سوخت،‌ شاهد ترافیك سنگین گلبول‌های قرمز هستیم. در محور بزرگراه آئورت هم گلبول‌های قرمز پشت ترافیك مانده‌اند. ماموران راهداری و پلیس راه در حال باز كردن محور حلق و دهان و رساندن اكسیژن هستند.

گلبول سفید:
من دنبال ویروس کُش جدیدم. کسی ندارد؟ ویروس، آپدیت شده و آنتی ویروسی كه نصب كرده‌ام جواب نمی‌دهد. اگر دهان همین‌طوری باز شود، ممكن است بقیه جاها هم ویروسی شوند.

پوست:
آخ! یک موشک الان به پشتم اصابت کرد و سوراخ شدم.

بینی:
چه بوی الکلی می‌آید! با اینکه دریچه‌هایم را بسته‌ام اما بویش تابلو است.

قلب:
وای نکند ویروس برای اینکه «مخ»‌مان را بزند، با خودش الکل آورده؟ آهای مخچه! مراقب باش.

عصب:
باز تودچار استرس شدی و ضربانت بالاتر رفت؟ یک دقیقه آن تلمبه‌ات را بگذار زمین و استراحت کن؛ نترس. بوی الکل به خاطر آمپول است. با خودش ویروس‌کش جدید آورده.

ویروس:
‌ای گلبول سفید، ‌‌ای بچه سوسول، ‌‌ای دوپینگی، ‌ای تزریقی! ‌زورت به بچه‌هام رسیده؟ اگر راست می‌گویی بدون تزریق می‌آمدی مبارزه.

غدد لنفاوی:
تقصیر خودت است كه هرجا می‌روی مهمانی، ماشین جوجه‌كشی راه می‌اندازی و خودت را تكثیر می‌كنی؛ اینجا مجتمع مسكونی است، حرمسرا كه نیست!

ویروس:
غلط كردم. راستش اینها بچه‌های واقعی‌ام نیستند. همه‏شان كپی‌های غیرمجازند! به من كاری نداشته باشید، خودم توقیف‌شان می‌كنم.

لنفوسیت:
دیگر دیر شده. من مامورم و معذور.


ویروس ضعیف و ضعیف‌تر شده و دیگر نمی‌تواند خود را تكثیر كند.



گلبول سفید:
حالت جا آمد آقا ویروس؟ البته بهتر است بگویم «آغا» ویروس!

ویروس:
من الان كارم تمام است اما قول می‌دهم كه دوباره برگردم. مرا از در بیندازید بیرون،‌ از پنجره وارد می‌شوم.

روده:
زیاد داری حرف می‌زنی. سوار شو می‌خوام بیندازمت بیرون بچه‏پررو. رو كه نیست، ‌سنگ مثانه است!

مثانه:
چرا به من توهین می‌کنی؟ من اگر سنگ داشتم كه خودم می‌زدم توی سر این ویروس، نه اینکه مثل کلیه بروم با سنگ‌هایم گردن‌بند مجلسی درست کنم!

در حالی كه همه به این حرف می‌خندند، روده ویروس را اخراج می‌كند و دست‌هایش را با آب می‌شوید! و مغز از همه تشكر می‌كند

نوشته شده در یکشنبه یازدهم بهمن 1388ساعت 13:49 توسط لیلی| |

  • گلبول قرمز از بي آهني رنگش پريد.
  • لنفوسيت T از ديدن ويروس ايدز  تركيد .
  • ميتوكندري از فرط انرژي از جا پريد.
  • پلاكت براي اينكه جلوي خونريزي را بگيرد. يقه اش را دريد.
  • هسته به خاطر نگهداري اسيد نوكلوئيك ترشيد. .
  • دستگاه گلژي برنامه هاي شبكه آندوپلاسمي زبر را خوب پخش مي كند.
  • آپانديس عصاي سفيد روده ي كور شد.
  • روده ي باريك هيچوقت جلوي روده ي بزرگ كم نمي آورد .
  • روده بزرگ براي اينكه روده ي كوچك را بترساند بازو گرفت .
  • روده ي بزرگ با آبگيري بيش از حد . حالگيري كرد.
  • اپيگلوت  با اعتصاب خود صاحبش را خفه كرد.
  • پنجره با باد باز مي شود روزنه برگ با آب.
  • ليزوزوم سلول را به خودكشي تهديد كرد.
  • روزي DNA تصميم گرفت براي پيامرساني به جاي RNA از موبايل استفاده كند.شنيد : مشترك گرامي . ريبوزوم مورد نظر شما در دسترس نمي باشد.
  • هشت هيستون نوكلئوزوم هر جه زور زدند نتوانستد دو دور زنجير DNA اطراف بازوي خود را پاره كنند. 
  • روزي تمام منافذ هسته سلول بسته شدند DNA از بيكاري دق كرد  و  RNA  ها هم مشت به  منافذ بسته مي كوبيدند. 
  • به ميتوكندريهاي داخل سلول اخطار دادند به دليل ايجاد آلودگي دي اكسيدكربني خود بايد سوختشان را عوض كنند و به جاي گلوكز از سوخت اتمي استفاده كنند        
نوشته شده در یکشنبه چهارم بهمن 1388ساعت 23:50 توسط لیلی| |

 

 

در جنگل ، پرنده نر بال گرزی ماناکین (pipridae ) غمگین روی شاخه درخت نشست .

این پرنده برخلاف دیگر پرنده ها آواز نمی خواند .  با پر پروازش مانند یک ویولون زن ساز می زند . ماناکین های بال گرزی با استفاده از یک ترفند صوتی شبیه جیرجیرکها پرهایشان را روی یکدیگر جلو و عقب می کشند و صدای بلند و آشکاری تولید می کنند . اما این بار پرنده نر بالش زخمی بود . گویی سازش شکسته بود . پرنده نر با نگاهی غمگین به پرنده ماده نگاه کرد . اما پرنده ماده در کمال ناباوری او را  انتخاب کرد . چون خاطره آخرین نغمه ساز پرنده نر که با شکوهی خاص اجرا کرده بود، همچنان در ذهنش باقی مانده بود . 

نوشته شده در یکشنبه چهارم بهمن 1388ساعت 23:29 توسط لیلی| |


Design By : Night Skin